آژیر قرمز در اقتصاد؛ از شوک جهانی تنگه هرمز تا بهمن نقدینگی در ایران
سایه سنگین تنشهای ژئوپلیتیک و احتمال درگیری نظامی، تنها بر روی نقشههای نظامی و پایگاههای استراتژیک سنگینی نمیکند؛ بلکه خط مقدم این نبرد، پیش از شلیک هر گلولهای، در بازارهای مالی و سفرههای مردم شکل گرفته است. در قسمت جدید پادکست کد ملی، دکتر صادقین، تحلیلگر ارشد اقتصاد کلان، به کالبدشکافی دقیق و بیپرده اقتصاد ایران و جهان در سایه جنگ پرداخته است. در این بررسی جامع، نشان داده میشود که چرا طولانی شدن تخاصمات، فراتر از مرزهای خاورمیانه، میتواند به یک فاجعه اقتصادی برای شرق و غرب تبدیل شود و اقتصاد تورمزده ایران را با چه طوفانهایی مواجه خواهد کرد. در ادامه، مشروح این تحلیل جامع را میخوانید.
🎧 برای تماشای کامل این گفتگوی جذاب و شنیدن تحلیلهای دقیقتر، ویدئوی کامل این مصاحبه را در کانال یوتیوب یا آپارات «کد ملی» تماشا کنید:
در حال بررسی ارتباط...
لرزه بر اندام اقتصاد جهانی؛ کابوس انسداد تنگه هرمز
برای درک ابعاد یک درگیری احتمالی، ابتدا باید به وزن ژئوپلیتیک منطقه در تأمین انرژی جهان نگاه کرد. روزانه بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه نفت در جهان مصرف میشود که از این میزان، بخش عظیمی از طریق تنگه هرمز به بازارهای جهانی پمپاژ میگردد. بیش از ۶۰ درصد از انرژی و نفت مورد نیاز شرق آسیا (کشورهای صنعتی مانند چین، ژاپن و کره جنوبی) از این شاهراه عبور میکند.
اگر سناریوی جنگ حتی برای چند هفته طولانی شود، بازارهای جهانی با یک شوک بیسابقه در طرف عرضه (شوک هزینهای) مواجه خواهند شد. مؤسسات معتبر بینالمللی پیشبینی میکنند که در صورت بروز جنگ، قیمت نفت خام جهشهای خیرهکنندهای را تجربه خواهد کرد و به تبع آن، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی نیز با بحران عرضه مواجه میشوند. این اتفاق، رکود تورمی شدیدی را در کشورهای صنعتی شرق آسیا و اروپا رقم خواهد زد؛ وضعیتی که یادآور بحران انرژی دهه ۷۰ میلادی است. در کنار بازار انرژی، طلا و فلزات گرانبها نیز به عنوان پناهگاه امن سرمایهگذاران در زمان ترس و نااطمینانی، رکوردهای جدیدی را ثبت خواهند کرد.
پاشنه آشیل ترامپ؛ چرا آمریکا از جنگ طولانی میهراسد؟
در سوی دیگر میدان، اقتصاد ایالات متحده نیز از این ترکشها در امان نخواهد بود. دونالد ترامپ همواره بر دکترین «جنگهای کوتاه، مؤثر و کمهزینه» تأکید دارد. اگر یک درگیری نظامی از این سه مؤلفه خارج شود و به درازا بکشد، رشد قیمت جهانی نفت مستقیماً بر قیمت بنزین در پمپبنزینهای آمریکا اثر میگذارد.
افزایش هزینه انرژی در آمریکا، تورمی را که فدرال رزرو پس از دو سال و نیم سیاست انقباضی و سختگیرانه توانسته بود مهار کند، دوباره شعلهور خواهد کرد. با بازگشت تورم به اقتصاد آمریکا، جایگاه ترامپ و حزب جمهوریخواه در آستانه انتخابات حساس میاندورهای کنگره به شدت متزلزل خواهد شد. به همین دلیل، استراتژی ایران در به خطر انداختن جریان انرژی و ایجاد تورم جهانی، یکی از قویترین اهرمهای بازدارندگی در برابر حملات همهجانبه آمریکا محسوب میشود.
شوک به سفره و سبد مصرفی؛ تغییر رفتار جامعه در اقتصاد جنگی
اگر از لنز اقتصاد بینالملل خارج شویم و به داخل ایران نگاه کنیم، پیامدهای جنگ (حتی در کوتاهمدت) برای اقتصاد شکننده ما بسیار نگرانکننده است. با بالا رفتن احتمال درگیری، «انتظارات تورمی» به بالاترین حد خود میرسد. این انتظارات باعث میشود منابع مالی از بخشهای مولد تولیدی خارج شده و به سرعت به سمت داراییهای دلاری، طلا و ارز هجوم ببرند.
در سمت تقاضا و مصرفکننده، رفتار جامعه به شدت تغییر میکند. وقتی جامعه در معرض نااطمینانی و ترس قرار میگیرد، خرید کالاهای بادوام (مانند مسکن، خودرو، لوازم خانگی و مبلمان) متوقف میشود. خانوارها ترجیح میدهند نقدینگی خود را حفظ کنند یا به داراییهای امن تبدیل نمایند. نتیجه این تغییر رفتار، فرو رفتن صنایع تولیدی داخلی در یک رکود عمیق، کاهش فروش، افت شدید حاشیه سود و در نهایت تعدیل نیرو و بیکاری گسترده خواهد بود. دولت نیز به دلیل کسری بودجه مجبور میشود بودجههای عمرانی را قطع کرده و منابع را به سمت هزینههای نظامی سوق دهد که این امر فشار مضاعفی بر شرکتهای پیمانکاری و زیرساختی وارد میکند.
بهمن نقدینگی و هشدار تورم تولیدکننده
حتی با فرض اینکه سایه جنگ از سر کشور برداشته شود، متغیرهای اقتصاد کلان ایران وضعیت هشداردهندهای را نشان میدهند. آمارهای رسمی حاکی از رشد اقتصادی منفی و کاهش چشمگیر تشکیل سرمایه ثابت در بخشهای مختلف از جمله مسکن، کشاورزی و صنعت است.
اما نگرانکنندهترین متغیر، «رشد نقدینگی و پایه پولی» است. با پمپاژ بیسابقه پول پرقدرت توسط بانک مرکزی، ماشین چاپ پول در حال خلق تورمهای آینده است. علاوه بر این، بررسی «شاخص قیمت تولیدکننده» (PPI) که یک شاخص پیشنگر و پیشبینیکننده برای تورم است، نشان میدهد که هزینههای تولید در کارخانهها به شدت افزایش یافته است. این یعنی تورمی که هماکنون تولیدکنندگان با آن دستوپنجه نرم میکنند، بهزودی و با یک تأخیر زمانی به کف بازار و مصرفکننده نهایی منتقل خواهد شد و موج جدیدی از گرانیها در راه است.
مرگ تقاضا؛ وقتی حیات زیر بار هزینههای اولیه له میشود
وقتی به ساید عرضه و تولید نگاه میکنیم، تولیدکننده با وامهای گرانقیمت، ناترازی و قطعی مکرر انرژی (برق و گاز) و کمبود مواد اولیه وارداتی مواجه است که هزینه تمامشده کالا را به شدت بالا میبرد. اما فاجعه اصلی در ساید «تقاضا» رخ داده است.
بر اساس آمارها، در کلانشهری مانند تهران، بیش از نیمی از درآمد خانوار تنها صرف هزینههای مسکن (اجارهبها) میشود و بخش عمده باقیمانده نیز برای تأمین کالاهای اساسی و خوراکی هزینه میگردد. در واقع بیش از ۸۰ درصد درآمد مردم صرف زنده ماندن میشود! در چنین شرایطی، قدرت خریدی برای جامعه باقی نمانده است که بتواند رشد قیمتها در بخش مسکن یا کالاهای بادوام را تحمل کند. وقتی تقاضایی نباشد، تولیدکننده نیز مجبور به کاهش ظرفیت تولید میشود و این چرخه باطل رکود همچنان ادامه مییابد.
فرار پول هوشمند و ضرورت یک معجزه دیپلماتیک
در اقتصاد قاعدهای وجود دارد که میگوید: «پول هوشمند است». شما نمیتوانید با بخشنامه و دستور، سرمایه مردم را به سمت تولیدی هدایت کنید که حاشیه سود آن بسیار پایینتر از نرخ تورم است. سرمایه مانند آب مسیر خود را پیدا میکند و به بازارهایی میرود که بازدهی بالاتری (نظیر طلا و ارز) داشته باشند.
در نهایت، باید پذیرفت که «رشد اقتصادی خیر مطلق و تورم شر مطلق است». مشکلات ریشهای اقتصاد ایران، از کسری بودجه و ناترازی انرژی گرفته تا جهشهای ارزی، همگی حلقههای یک زنجیرند. تا زمانی که سایه تحریمها برطرف نشود، انتظارات تورمی از طریق دیپلماسی و تنشزدایی مهار نگردد و کشور به آرامش در عرصه بینالملل نرسد، نمیتوان به بهبود متغیرهای کلان اقتصادی دل خوش کرد. ایران زیرساختها و پتانسیلهای بینظیری برای رشد دارد، اما آزاد شدن این ظرفیتها نیازمند پایان دادن به وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» و بازگشت به ریل تعامل و ثبات است.

