سایه جنگ، سراب تجزیه و معمای اژدهای زرد؛ ایران در صفحه شطرنج نظم نوین
در ادامه بررسیهای تحلیلی و ژئوپلیتیک، قسمت چهارم پادکست کد ملی با حضور پویان پیوست و دکتر قهرمانپور، به لایههای عمیقتری از تقابل ایران و آمریکا، نقش بازیگران منطقهای و جهانی و همچنین افسانهها و واقعیتهای سیاسی پرداخته است. در این قسمت، به جای تمرکز صرف بر شلیک موشکها، به جنگ روانی، بازی پیچیده قدرتهای بزرگ مانند چین، و شایعاتی نظیر تجزیه ایران نگاهی واقعبینانه انداخته شده است. در ادامه، خلاصه این گفتوگوی جذاب را میخوانید.
🎧 برای تماشای کامل این گفتگوی جذاب و شنیدن تحلیلهای دقیقتر، ویدئوی کامل این مصاحبه را در کانال یوتیوب یا آپارات «کد ملی» تماشا کنید:
در حال بررسی ارتباط...
جنگ ارواح؛ فلج اقتصادی بدون شلیک یک گلوله
یکی از مهمترین سناریوهای حال حاضر، تأثیر ویرانگر اخبار و تهدیدات بر اقتصاد ایران است. آمریکا گاهی برای رسیدن به مطلوبیت خود نیازی به آغاز یک جنگ تمامعیار ندارد. صرف حرکت ناوهای آمریکایی به سمت منطقه و انتشار اخبار جنگی، بازار و اقتصاد ایران را به شدت شرطی و ملتهب میکند؛ به طوری که با یک خبر قیمت دلار جهش میکند و با خبر دیگر اندکی کاهش مییابد. این وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، عملاً سیستم تصمیمگیری اقتصادی کشور را دچار اختلال و فلج میکند. از سوی دیگر، دونالد ترامپ از استراتژی «دیپلماسی اجبار» استفاده میکند. او برای حفظ اعتبار جهانی خود و اثبات اینکه تهدیداتش توخالی نیست، یا به دنبال یک توافق حداکثری و طلایی است تا آن را به عنوان یک پیروزی بزرگ در داخل آمریکا بفروشد، و یا به یک اقدام نظامی متوسط دست خواهد زد.
میز مذاکره؛ خرید زمان و سنجش نیتها
چرا با وجود احتمال بالای درگیری (که اکنون حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد در برابر ۳۰ درصد احتمال دیپلماسی ارزیابی میشود)، دو طرف همچنان به مذاکره تمایل نشان میدهند؟ ایران چهار کارت اصلی برای بازی دارد: غنیسازی هستهای، ذخایر اورانیوم، توان موشکی و نیروهای نیابتی منطقهای. در حال حاضر، استراتژی ایران این است که در گام اول تنها بر سر مسئله هستهای مذاکره کند و از ورود به بحث موشکی و منطقهای خودداری نماید تا نیت واقعی آمریکا را بسنجد؛ یعنی بفهمد آیا آمریکا واقعاً به دنبال توافق است یا هدف نهاییاش تغییر رژیم است. از سوی دیگر، مذاکره برای هر دو طرف ابزاری برای «خرید زمان» جهت آمادهسازی نظامی، و همچنین اقناع افکار عمومی داخلی و جهانی است.
افسانه ناجی؛ چرا چین خود را برای ایران به خطر نمیاندازد؟
یکی از تصورات رایج در داخل کشور این است که چون آمریکا به دنبال مهار چین است، پکن در صورت بروز جنگ، به عنوان یک متحد استراتژیک پشت ایران یا کشوری مثل ونزوئلا خواهد ایستاد. اما محاسبات چینیها کاملاً متفاوت است. در فرهنگ سیاسی چین، چیزی به نام «اتحاد استراتژیک» (مانند تعهد آمریکا به دفاع از کره جنوبی) وجود ندارد؛ آنها تنها به «شراکت استراتژیک» معتقدند. به این معنا که در تجارت و منافع مشترک همکاری میکنند، اما وارد دعواها و جنگهای شرکای خود نمیشوند. اولویت اول چین خیزش آرام اقتصادی و تمرکز بر حوزه آسیا-پاسفیک (بهویژه مسئله تایوان) است. پکن به هیچوجه قصد ندارد خود را درگیر یک تقابل نظامی مستقیم با آمریکا در خاورمیانه کند و همواره در سیاست خارجی خود بر اساس منطق دقیق «هزینه و فایده» عمل میکند.
همسایگان ایران؛ از سکوت اعراب تا نگرانیهای ترکیه
در صورت درگیری، بازیگران منطقهای چه موضعی خواهند داشت؟ واقعیت این است که در سیاست بینالملل، هیچ کشوری خواهان همسایهای قویتر از خود نیست. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از تضعیف قدرت ایران استقبال میکنند، اما همزمان به شدت نگران کشیده شدن آشوب به مرزهای خودشان هستند. در حال حاضر، وزن و نفوذ لابی کشورهایی چون امارات و عربستان در کاخ سفید (به دلیل پیوندهای تجاری با تیم ترامپ) بسیار پررنگ است. در این میان، ترکیه وضعیت متفاوتی دارد. ایران و ترکیه به عنوان دو وارث امپراتوریهای کهن، باثباتترین مرزها را بدون اختلافات سرزمینی دارند. ترکیه به دلیل ملاحظات تاریخی، پیوندهای اقتصادی و از همه مهمتر ترس از سرازیر شدن صدها هزار پناهجوی جدید در صورت بروز بحران در ایران، به هیچوجه خواهان بیثباتی یا جنگ در مرزهای شرقی خود نیست.
سراب تجزیه؛ چرا تکهتکه شدن ایران غیرممکن است؟
یکی از شایعات و ترسهایی که در فضای مجازی پمپاژ میشود، سناریوی تجزیه ایران توسط قدرتهای جهانی است. اما از منظر روابط بینالملل، پس از جنگ جهانی دوم و تثبیت اصل حاکمیت سرزمینی، تجزیه کشورها به یک امر بسیار نادر و تقریباً غیرممکن تبدیل شده است. قدرتهای بزرگ (مانند روسیه و چین) به دلیل مشکلات داخلی خود با اقلیتها، هرگز زیر بار به رسمیت شناختن تجزیه یک کشور بزرگ نمیروند. از طرفی، برای آمریکا مدیریت یک خاورمیانه با ۳۰ کشور کوچک و پرالتهاب، بسیار پرهزینهتر و دردسرسازتر از تقابل با یک ایران یکپارچه است. علاوه بر این، ایران یک امپراتوری تاریخی با تنوع قومی درهمتنیده است؛ در چنین ساختاری، کشیدن یک مرز روشن زبانی و قومی روی نقشه غیرممکن است. بنابراین، ایده تجزیه بیشتر یک رؤیاپردازی از سوی گروههایی خاص است تا یک سناریوی محتمل ژئوپلیتیک.
توصیه نهایی: لنگرگاه عقلانیت در توفان اخبار
در پایان، باید به یک نکته کلیدی برای مدیران کسبوکارها و شهروندان اشاره کرد: ما در یک «جامعه پلتفرمی» زندگی میکنیم که در آن شبکههای اجتماعی برای گرفتن لایک و بازدید، مدام در حال تولید ترس و استرس هستند. قاعده طلایی در شرایط بحران و بمباران اخبار جنگی این است: هرگاه تحت فشار روانی قرار گرفتید، تصمیمگیری نکنید. به دورانی که آرامش داشتید برگردید و ببینید استراتژی و چارچوب فکریتان چه بوده است. در تلاطم اخبار، نباید فریب پیشبینیهای هیجانی را خورد؛ بلکه باید با تکیه بر منطق هزینه-فایده و عقلانیت، از داراییها و روان خود محافظت کرد.




