ژئوپلیتیک

بررسی سناریوهای جنگ و صلح میان ایران و آمریکا

امروزه جامعه ما در وضعیت بلاتکلیفی و عدم قطعیت عمیقی به سر می‌برد؛ صاحبان کسب‌وکارها نمی‌دانند برای آینده چه تصمیمی بگیرند و حتی تصمیمات خرد و کلان زندگی مردم تحت‌تأثیر اخبار مربوط به جنگ، ناوهای جنگی و مذاکرات قرار گرفته است. در قسمت سوم پادکست کد ملی، میزبان شما پویان پیوست در گفت‌وگویی تحلیلی با دکتر قهرمانپور، استراتژیست و پژوهشگر روابط بین‌الملل، به بررسی دقیق این برهه حساس و سناریوهای پیش روی تقابل ایران و آمریکا پرداخته است. در ادامه، مهم‌ترین محورهای این گفت‌وگو را می‌خوانید.

🎧 برای تماشای کامل این گفتگوی جذاب و شنیدن تحلیل‌های دقیق‌تر، ویدئوی کامل این مصاحبه را در کانال یوتیوب یا آپارات «کد ملی» تماشا کنید:

اهمیت گفت‌وگوی انتقادی در دوران بحران

پیش از ورود به بحث‌های ژئوپلیتیک، باید به یک ضرورت مهم در جامعه پرداخت: گفت‌وگو. در شرایطی که انتشار اطلاعات نادرست (میس‌اینفورمیشن و دیس‌اینفورمیشن) در شبکه‌های اجتماعی بیداد می‌کند، جامعه‌ای که به گفت‌وشنود انتقادی عادت نداشته باشد، هر شایعه‌ای را باور می‌کند. گفت‌وگو در جامعه مدنی نه‌تنها سطح خشونت را پایین می‌آورد، بلکه ذائقه مخاطب را ارتقا داده و رسانه‌ها را قادر می‌سازد تا به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی، بر عملکرد سیاستمداران نظارت کنند تا آن‌ها نتوانند هر حرف بی‌اساسی را به زبان بیاورند.

ورود به یک دوره پنج‌ساله پرالتهاب جهانی

تنش‌های فعلی تنها مختص به ایران نیست. ما در سطح بین‌المللی با نوعی تنش ژئوپلیتیک و عدم قطعیت مواجهیم که از اوکراین و غزه تا تایوان و ونزوئلا کشیده شده است. نظم بین‌المللی در حال تغییر است و جهان از یک نظم لیبرال مبتنی بر تجارت آزاد، به سمت رقابت قدرت‌های بزرگ در حرکت است. این دوران گذار و انتقال سیستم قدیمی به سیستم جدید، حداقل ۵ سال طول خواهد کشید و مؤسسات معتبر جهانی به کسب‌وکارها توصیه می‌کنند که برای پنج سال آینده، ادامه این تنش‌های مستمر را در برنامه‌ریزی‌های خود لحاظ کنند.

آرایش نظامی آمریکا و دورنمای مذاکرات

پس از عملیات ۷ اکتبر و اقدامات پرخطر اسرائیل در منطقه، پای ایران نیز بیش از پیش به بحران کشیده شد. در حال حاضر، آمریکا آرایش نظامی خود را در سه لایه (کشورهای پیرامونی ایران، دریای سرخ/مدیترانه و جزیره دیگو گارسیا) تکمیل کرده است. در بحث دیپلماسی، چارچوب سیاست‌های ترامپ مبتنی بر «دیپلماسی اجبار» (تلفیق دیپلماسی با زور) است. آمریکا سه شرط اصلی برای ایران دارد: توقف غنی‌سازی، محدودیت برد موشک‌ها و قطع حمایت از نیروهای نیابتی. در مقابل، ایران غنی‌سازی و توان موشکی را خط قرمز خود می‌داند، هرچند سیگنال‌هایی از انعطاف‌های تاکتیکی (مانند بحث کنسرسیوم منطقه‌ای) نیز شنیده می‌شود. با این حال، به دلیل اختلافات عمیق و برداشت کاخ سفید مبنی بر اینکه ایران در موضع ضعف قرار دارد، احتمال درگیری نظامی بیشتر از توافق ارزیابی می‌شود.

سناریوهای جنگ: از رژیم‌چنج تا «دولت در حال ورشکستگی»

آیا آمریکا به دنبال تغییر رژیم (Regime Change) در ایران است؟ برای پاسخ به این سؤال، باید سناریوهای مختلف نظامی را بررسی کرد:

  • جنگ کوتاه‌مدت (مدل ونزوئلا): در ابتدا تصور می‌شد آمریکا قصد دارد با یک ضربه کوتاه‌مدت و بدون هزینه، تغییراتی شبیه به ونزوئلا ایجاد کند. اما این سناریو کمرنگ شده است؛ زیرا ارتش ایران بسیار قوی‌تر است و آمریکا نفوذ اطلاعاتی مستقیمی (مانند آنچه در آمریکای جنوبی دارد) در ایران ندارد.
  • جنگ طولانی‌مدت (مدل عراق): آمریکا هیچ نشانه‌ای از استقرار نیروی زمینی یا تفنگداران دریایی برای یک جنگ فرسایشی بروز نداده است و نیروهای اضافه‌شده عمدتاً نیروی هوایی استراتژیک (مانند بمب‌افکن‌های B-52) هستند. ریسک تغییر رژیم در ایران برای کاخ سفید یک ریسک معقول نیست و ترامپ نیز تمایلی به ورود به یک جنگ طولانی و پرهزینه ندارد.
  • سناریوی اصلی (تضعیف تدریجی): محتمل‌ترین سناریو این است که آمریکا قصد درگیری بلندمدت را ندارد، بلکه می‌خواهد با وارد کردن ضربات تاکتیکی، زیرساخت‌های هسته‌ای و موشکی ایران را فلج کند. هدف ترامپ ایجاد یک «دولت در حال ورشکستگی» است؛ دولتی که آن‌قدر ضعیف شود که دیگر نتواند برای هم‌پیمانان آمریکا در منطقه تهدیدی ایجاد کند، تا در آینده هزینه تغییر رژیم برایشان کاهش یابد. با وجود فشارهای اسرائیل برای اتمام کار، استراتژیست‌های کاخ سفید می‌دانند که هزینه این اقدام بسیار بالاست.

بازدارندگی و استراتژی «تنبیه متجاوز» ایران

در مقابل تهدیدات، استراتژی نظامی جمهوری اسلامی بیشتر تدافعی است و بر مبنای «تنبیه متجاوز» قرار دارد. ایران می‌داند که امکان برابری استراتژیک با توان نظامی آمریکا و متحدانش را ندارد، بنابراین تلاش می‌کند هزینه حمله را به شدت افزایش دهد. یکی از ابزارهای اصلی ایران، استفاده از تکنیک «شلیک اشباع‌شده» است. با شلیک انبوهی از موشک‌ها (از جمله موشک‌های هایپرسونیک که قدرت مانور بالایی دارند)، پیشرفته‌ترین سپرهای موشکی دنیا از جمله سیستم‌های تاد (THAAD)، پاتریوت و سیستم‌های مستقر روی ناوهای آمریکایی نیز از کار می‌افتند و توان رهگیری تمام پرتابه‌ها را نخواهند داشت. همین مسئله باعث می‌شود آمریکا تهدید ایران مبنی بر عدم خویشتن‌داری متقابل را جدی بگیرد.

کلام آخر: نه وحشت مطلق، نه بی‌خیالی مطلق

در مواجهه با این اخبار، جامعه معمولاً دچار سوء‌ادراک روان‌شناختی می‌شود؛ عده‌ای از شدت ترس هر شب منتظر آغاز جنگ هستند و عده‌ای دیگر با بی‌خیالی محض همه‌چیز را عادی می‌پندارند. هر دو حالت بسیار خطرناک است. وظیفه تحلیلگران و شهروندان آگاه این است که بر اساس رصد دقیق داده‌ها و پایش اطلاعات، به یک نقطه بهینه در درک تهدیدات برسند؛ نقطه‌ای که نه اسیر هراس باشیم و نه در دام ساده‌انگاری بیفتیم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا